ترانه وترنم زندگی ماترانه وترنم زندگی ما، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

ترنم یک ترانه از باغ آشتی زندگیمان

وای که دل من و بابایی چقدر تنگه براتون

  دیشب حس کردم حالم خیلی بده و سرماخوردم و از ترس اینکه مبادا ویروس سرماخوردگی از من به شما منتقل بشه  شما دو تا فرشته رو دادیم به مامانی .   وای که دل من و بابایی چقدر تنگه براتون   
8 شهريور 1394

دختر دار شدن یعنی

  دختر دار شدن یعنی نزول یک فرشته ای ازجنس مهر و لطافت و لبخند  بزرگترین و بهترین معجزه زندگی ورود به دنیای سرخابی و صورتی عشوه گری ، کرشمه و طنازی موهای بلندوکلی گل سر ،گردنبند و النگو وگوشوره ولاک...... عروسک ها وپیراهن های گلدار خانه ای پر از مهر و لطافت و محبت دختر دار شدن یعنی همه چی دختر که داری دیگه هیچی کم نداری  ........ دنیا رو پراز طلا می کردن به من و بابایی میدادن اینقدر خوشحال نمیشدم بس که دختر دوست داریم دختر حرف نداره  عاشق تونم،  دیوانه تونم  هر چی بگم کم گفتم  ...
29 مرداد 1394

هفت ماهگی

13 تیر تا 13 مرداد هفت ماهگی میریم بیرون دلمون پیش شما میمونه که چرا شما رو نتونستم ببریم بیرون ذوق کنید. نی نی ترانه خوب غذا نمی خوره دهانش رو همچین قفل می کنه که مثل اینکه دور از جون سم میخوای بدی بهش وقتی هم میخوره مثل زن حامله عوق میزنه و میخواد بالا بیاره نی نی ترنم خیلی خوب و عالی غذا میخوره  نی نی ترنم خیلی دوست داره ایستاده نگهش داریم خودشو سفت میکنه و نمی شینه فقط میخواد رو پای خودش بایسته هر جا میرم پارک، خونه اقوام و.... خیلی بهانه میگیرن به خصوص موقع خوابیدن  این ماه نی نی خانمها دندون دراوردن که انشاله مبارک شون باشه محض رضای خدا این ماه رفتیم آتلیه ،اینقدر گریه کردید که سه بار رفتیم هر بار یک ت...
28 مرداد 1394

بزرگترین خوشحالی پدر در زندگی

  چند شب پیش که شما رو برده بودیم ماشین سواری با آقای پدر که صحبت می کردیم فرمودند بزرگترین خوشحالی شون تو زندگی وقتی بود که من خبر دادم دوقلو باردارم . آقای پدر گفتند از خبر بارداری انقدر خوشحال و شوکه نشده بلکه از شنیدن خبر بارداری دوقلویی خیلی خیلی شوکه شده ومهمتر از همه   ابراز خرسندی و  خوش شانس  می کردند از این که دوقلوی دختر دارن . من هم چیزی نمی تونم بگم جز این که بگم  الحمدالله رب العالمین  ...
14 مرداد 1394

تغییر نام وبلاگ

در دوره حاملگی قبل این که اسم شما مشخص بشه من وبلاگ http://sogoly93.niniweblog.com رو برای دخترام ساختم ولی دیدم این اسم وبلاگ به دلم نمیشینه و آدرس وبلاگ رو تغییر دادم و همه مطالب رو از اونجا انتقال میدم به اینجا 
2 مرداد 1394

واكسن 6 ماهگی

 از آنجایی که نی نی ترانه واکسن 4 ماهگیش خیلی اذیت کرد و هر دو نی نی خانم ها با هم واکسن زدن و نگهداریشون سخت بود تصمیم بر این شد هر کدوم جدا گانه واکسن بزنن. نی نی ترنم 11 تیر روز پنج شنبه واکسن 6 ماهگی رو زد و در کل حالش خوب بود و تبش زیاد نبود فقط بدنش دون دون قرمز شده بود بردیم دکتر گفت به واکسن حساس بوده و براش دارو تجویز کرد و گفت نگران نباشید .خدا رو شکر خیلی خوب بود و اذیت نشد . روز شنبه 13 تیربا نی نی ترانه راهی شدیم برای واکسن 6 ماهگی، دل تو دلم نبود خیلی نگران بودم، چشمم ترسیده بود، طفل معصوم سر واکسن 4 ماهگی کلی اذیت شد خدا خدا میکردم این بار سخت نباشه، یه چند بار آیه الکرسی خوندم تا آرامش بگیرم و به خدا...
22 تير 1394