ترانه وترنم زندگی ماترانه وترنم زندگی ما، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

ترنم یک ترانه از باغ آشتی زندگیمان

هشت ماهگی

  هشت ماهگی 13 مرداد تا 13 شهریور   نی نی خانمهای محترم ماشالله وزنشان 8 کیلو و قدشان70 سانت شده است     این ماه بهداشت برایتان آزمایش خون نوشت .دلم کباب شد برای ترنم جان سه بار دستش را برای خون گرفتن سوراخ کردن و ترنم جان هم طبق معمول گریه سر داد ولی ترانه جان یه کوچولو گریه کرد و قطع شد . نی نی خانمهای دوست داشتنی عزیزتر از جانم خیلی به بغل شدن علاقه دارند و نمی گذارند من به کارهایم برسم دایما بازی می خواهند، هر کس سرپا باشد با جیغ زدن و دست و پا زدن از او میخواهندکه بغلشان کنند .این روزها کسی کمک حالم نیست چون خاله جان و مامانی در حال خرید جهیزیه هستند. هر روز ...
1 دی 1394

هفت ماهگی

13 تیر تا 13 مرداد هفت ماهگی میریم بیرون دلمون پیش شما میمونه که چرا شما رو نتونستم ببریم بیرون ذوق کنید. نی نی ترانه خوب غذا نمی خوره دهانش رو همچین قفل می کنه که مثل اینکه دور از جون سم میخوای بدی بهش وقتی هم میخوره مثل زن حامله عوق میزنه و میخواد بالا بیاره نی نی ترنم خیلی خوب و عالی غذا میخوره  نی نی ترنم خیلی دوست داره ایستاده نگهش داریم خودشو سفت میکنه و نمی شینه فقط میخواد رو پای خودش بایسته هر جا میرم پارک، خونه اقوام و.... خیلی بهانه میگیرن به خصوص موقع خوابیدن  این ماه نی نی خانمها دندون دراوردن که انشاله مبارک شون باشه محض رضای خدا این ماه رفتیم آتلیه ،اینقدر گریه کردید که سه بار رفتیم هر بار یک ت...
28 مرداد 1394

واكسن 6 ماهگی

 از آنجایی که نی نی ترانه واکسن 4 ماهگیش خیلی اذیت کرد و هر دو نی نی خانم ها با هم واکسن زدن و نگهداریشون سخت بود تصمیم بر این شد هر کدوم جدا گانه واکسن بزنن. نی نی ترنم 11 تیر روز پنج شنبه واکسن 6 ماهگی رو زد و در کل حالش خوب بود و تبش زیاد نبود فقط بدنش دون دون قرمز شده بود بردیم دکتر گفت به واکسن حساس بوده و براش دارو تجویز کرد و گفت نگران نباشید .خدا رو شکر خیلی خوب بود و اذیت نشد . روز شنبه 13 تیربا نی نی ترانه راهی شدیم برای واکسن 6 ماهگی، دل تو دلم نبود خیلی نگران بودم، چشمم ترسیده بود، طفل معصوم سر واکسن 4 ماهگی کلی اذیت شد خدا خدا میکردم این بار سخت نباشه، یه چند بار آیه الکرسی خوندم تا آرامش بگیرم و به خدا...
22 تير 1394

شش ماهگی (2)

13خردادتا13تیر  نی نی خانم های ما هم روز به روز خانم تر میشن، تو ماه ششم خانمها نسبت به محیط اطرافشان خیلی آگاهتر شدن و من و پدرشون رومیشناسن، از آنجایی که ما با این نی نی خانم ها محدود شدیم و زیاد نمی توانیم بیرون بریم، خانمها هنوز دردر رو نمی دونن و ذوقی برای بیرون رفتن ندارن و تصورشون ا ینه که همه دنیا فقط 4 دیواری خونه هست. دلم براشون میسوزه که زیاد نمی توانیم بیرون بریم و بگردیم تا لذت ببرن. خانمها لثه هاشون خیلی می خاره و مشخصه که قراره دندون در بيارن این ماه چند بار فرنی خوردن، ترنم بهتر میخوره و ترانه خانم ناز می کنه و نمی خوره ،ترانه جون فرنی دوست نداره. 28 خرداد ماه مبارک رمضان شر...
17 تير 1394

شش ماهگی (1)

13 خرداد تا 13 تیر نیمی از سال اول زندگی دو نوگل ما گذشت  این نی نی ها نسبت به اطراف خودشون خیلی آگاهتر شدن  من و بابایی رو میشناسن، یه جورایی ما رو آشنا میدونن  خانمها کمی قل میخورن و قل قلی شدن،  کلی آواز میخونن و ما عاشق آواز خواندنشون هستیم لثه هاشون هم که خارش داره و دایما دستشون تو ذهنشون هست ،به نظر میرسه نی نی ترنم دندوناش زودتر در بیاد چون خارشش بیشتره کلی هم بلندبلند میخندن و دلبری،می کنن نی نی ترانه هم که به نظر ميرسه که میخواد به من وابسته،بشه یه وقتهایی همچین مظلوم به من نگاه می کنه و گریه می کنه دلم براش کباب میشه ٰ، دایما هم به چیزی تو دستشه مثلا تو کالسکه دستشو به کالسکه،میگیره...
10 تير 1394

پنج ماهگی

13اردیبهشت تا 13 خرداد شما نی نی خانم های من خیلی بامزه شدید و خیلی بیشتر می خندید و با خودتون بازی می کنید و کلی حرف می زنید البته نی نی ترنم  پرحرفتر تشریف دارن و صدایشان خیلی رسا می باشد.ولوم صدایش مثل آقای پدر بالا می باشد. هر دوتون تو خواب خیلی تکون می خورید اصلا سر جاتون نیستید بخصوص نی نی ترنم انگار نه انگار به خانم احترام گذاشتیم و براش تشک پهن کردیم کلا قل میخوره میره رو زمین می خوابه نی نی ترانه و نی نی ترنم هر دوشون با صدا می خندن ترانه جون خیلی خنده روتره ، صبح تا ازخواب بیدار میشید میخندید ،نی نی ترانه  هر وقت چشمم به من و بابایی میفته لبخند رو لبشه ٰ، صدای ترنم موقع خندیدن خیلی بلندتره ...
16 خرداد 1394
1