نه ماهگی
نه ماهگی
13 شهریور تا 13 مهر
این ماه روز دهم مهر برای نی نی خانمها جشن دندونی خودمانی گرفتیم . نی نی خانمها مهمان یا غریبه که میبینند بیشتر اذیت و گریه می کنند البته دختر عموهایشان لطف کردند و نگه شان داشتند .
نی نی ترانه موقعی که برف شادی روی سرش میریخت بسیار شگفت زده شده بود و می خواست با دست برف ها را بگیرد
خدا را شکر غذا خوردن ترانه جان بهتر شده ، ترانه جان گاهی اقات کار جاروبرقی را انجام میدهد و هر چیز ریز و زره بینی که روی زمین میبیند برمیدارد و میخورد .
هر دو نی نی خانمها کلی حرف میزنن و وقتی بیدار هستند دایما بغل و بازی ميخواهند و من هم وقتی نی نی خانم ها خواب هستند کار می کنم .
این ماه من و نی نی ترانه و نی نی ترنم سرما خوردیم و خدا رو شکر زود خوب شدیم . نکته قابل توجه اینجا ست که ترانه که اصلا لب به دارو نمیزد و متنفر بود ، بسیار علاقه مند به دارو خوردن شده است ، بس که غذاهایشان را بدون نمک و ادویه و رب و شکر میپزم حس می کند داروها شیرین و خوشمزه هستند .
بعد از ظهر ها مادر بزرگ شان با کالسکه این دو خانم را برای تفریح بیرون میبرد .
پدر از سر کار میاد اجازه نمیدهند غذا بخورد و استراحت کند بنابراین آقای بلا استثنا هر دو نی نی خانم را تا سرکوچه میبرد ، تا بلکه دست از سرش بردارند ، خدا رو شکر وقتی میروند سر کوچه و برمی گردند آرامتر میشوند.
بعضی روزها هم آقای پدر یواشکی میرود سرکار ،چون نی نی خانمها اگر بفهمند بغل و دردر می خواهند.
شبها هم آقای پدر خسته و کوفته از سر کار می آید و نی نی خانمها را میبرد بالا نگه میدارد و من هم به امور خانه رسیدگی می کنم .این روزها آقای پدر واقعا کمک حالم هستن ، وگرنه به هیچ کاری نمیتوانم برسم .
ترنم این روزها بدجور عاشق و دلباخته پدر شده است .
نی نی خانمها وقتی سوار ماشین میشوند کاملا ساکت هستند و به اطراف نگاه می کنند انگار نه انگار که این دو خانم همیشه در حال جنب و جوش و شیطنت هستند .اغلب اوقات هم میخوابند. ما رو بگو که این دو خانم محترم را بیرون میبریم تا دلشان باز شود ولی باخیال راحت میخوابند.
این دو نی نی خانم شبها تا برقها خاموش نباشد خوابشان نمیبرد.
این ماه هر دو نی نی خانمها موهایشان کمی کوتاه شد و دیگر خبری از موهای فرشان نیست.موهای فر این نی نی خانمها هر پنج دقیقه یکبار باید شانه شود وگرنه هر که ببیند خیال می کند سالهاست موهایشان شانه نخورده است .
این ماه مامانی ،با عشق چند دست پیراهن خوشگل برایشان دوخته که یکی از آن پیراهن ها را در جشن دندونی شان پوشیدند.
این ماه نی نی خانمها کمی می نشینند ، بس که هیجان دارند نمی خواهند بشینند و از نشستن خیلی بدشان می آید ،
حالا خوبه که من در حاملگی دایم در خانه نشسته بودم ، اگر جنب و جوشم زیاد بود چه میشد.
بعضی بعد از ظهر ها که با نی نی خانمها با کالسکه بیرون میروم ، اکثرا مردم اردات دارن و کلی ابراز احساسات می کنند و به وجد می ایند که دوقلو میبینند ،خیلی برایشان جالب است ،گاهی بغل دستی هایشان را صدا می کنند یا با اشاره می گویند ببین واااااااااااااااااااااااااای نگاه کن دوقلووووووووووووووووووووو
بعضی ها سفارش می کنند خانه که رفتی اسفند دود کن .
بعضی ها ادامه مسیر را بامن می آیند و درباره دو قلو داری صحبت می کنند.
و اکثرا هم می گویند خوش به حالت که دوقلو داری .
بعضی ها از من راهکار می خواهند تا بگویم با چه روشی می توانند دوقلو داشته باشند که من هم در جواب می گویم فقط خدا باید بخواهد راهکاری ندارم .من هم خیلی غیره منتظره دوقلو باردار شدم .
با این اوصاف به نتیجه میرسم که 90٪ مردم آرزویشان این است که دو قلو داشته باشند و با خود خیلی خوشحال میشوم که این شانس و یاسعادت را داشته ام که خدا به من دوقلو داده است و این مردم با این رفتارشان باعث میشوند من شکر خدا را به جای بیاورم و بیشتر متوجه موهبت الهی بشوم .
اما اطرافیانی که از نزدیک شاهد مشکلات و خطرات حاملگی دوقلویی بودند و می بینند دست تنها بزرگ کردن دوقلوها خیلی دشوار هست چند باری که از آنها سوال کردم که آیا دوست دارید دوقلو داشته باشید گفته اند : نه خیلی سخته یکی یکی بهتره .


حالا اینجاست که دوباره به این نتیجه میرسم که اگر آن 90٪ که آرزویشان این است که دوقلو داشته باشند وقتی بدانند که راه سخت وپر فراز و نشیبی را باید بگذرانند تا صاحب فرزند دوقلو شوند احتمال میدهم اکثرا از آرزویشان منصرف شده و حدودا 10٪ حاضر باشند این سختیها را تحمل کنند تا دوقلو داشته باشند.


نه ماهگی
