ده ماهگی
ده ماهگی
13 مهر تا 13 آبان
نی نی خانمها وزنشان 9400 و قدشان 74 سانت شده است .
سینه خیز میروند نسبت به هر چیزی کنجکاوی می کنند.
نمیدانم این دو خانم چرا گوش همديگررا میپیچانند
مگه ای تون چه خطایی کرده یعنی دارید ادبش می مگه اجی خانم چی کار کرده که دارید گوشش را می پیچانید تا ادب شود.
از اونجایی که قرتی خانمها تاپ و شلوارک و لباسهای باز پوشیدن وقتی لباس استین دار پوشوندم به نی نی ترنم کلی استین لباسش رو نگاه می کرد و تعجب کرده بود از این که آستین داره .
قربون ترانه مهربونم بشم سرماخورده بود سرفه می کرد بردمش دکتر دارو داد و نی نی ترانه هم از خدا خواسته داروها رو میخورد . دلم کباب میشد وقتی میدیدم که تو خواب کلی سرفه می کردی
خدا میدونه چه قدر ناراحتم از این که هوا داره سرد میشه و دیگه شما رو نمیتونیم ببریم بیرون درکتون می کنم ، خیلی سخته دایم خونه موندن دلتون می پوسه خب

تا الان که تقریبا شش تا دندان در آوردید توجه کردم دیدم دندانهایتان به صورت قرینه در میاد .
یعنی دندان ترنم پایین سمت راست ، دندان ترانه پایین سمت چپ ، به همین خاطر احتمال میدم شما از نوع دوقلو های قرینه ای همسان باشید.
یک دل نه صد دل این دوتا نی نی خانم عاشق باباشون شدن اونم به این امید که بابایی بغل شون کنه و ببره بیرون
من هر جا میرم از این اتاق به اون اتاق ، آشپزخانه دنبال من می آیید ، دایم باید جلوی چشم شما باشم .
تا نی نی ترانه غذا رو تست کنه نی نی ترنم غذا رو تموم کرده .
ترانه جونم یه 5 درصد همت کنه پستانک رو ترک می کنه .
از نظر این دو نی نی خانم افراد الویت بندی شده اند
، به هر کس که امید بیشتری دارند برای بغل کردن و بیرون رفتن در اولویت اولشان قرار می گیرد . یعنی اگر ما سه نفر یکجا باشیم خودشان انتخاب می کنند بغل چه کسی بروند ترتیب الویتشان به این صورت میباشد:
1-مامان بزرگ
2-آقای پدر
3- مامان خانم
نی نی ترانه بسیار به بغل مادر بزرگش علاقه دارد وقتی من می گویم بیا بغلم روسر و سر و صورت مامان بزرگش را محکم میگیرد و چنگ میزند که نیایید .
این دو نی نی خانم خیلی تلاش میکنن از مبل بگیرند بروند بالا، تقریبا هم دنباله رو هم هستن ،وقتی یکیشان یک چیزی را کشف می کند آن یکی نینی هم به دنبالش راه میفتد ، به ندرت می توان این دو نی نی خانم را جدا از هم مشاهده کرد.
موقع بازی کردن هم یه دفعه به سر و صورت هم برای بازی کردن چنگ میندازند.
ترانه رو سمت گهواره که میبرم میچسبد به من تا زمین نگذارمش ،ازبس که شیطان و پر تحرک هستند دیگه از گهوار خوششان نمیاد و خدارو شکر وابستگی به گهواره رو هم کنار گذاشتن، البته یک ماهی بود ترنم گهواره رو ترک کرده بود اما ترانه عادت داشت روی گهواره میخوابید.
کم کم خدا بخواد قراره چهار دست وپا هم بروند.
غذا خوردن نی نی ترانه خیلی بهتر شده دهن شو مثل گنجشک یه کوچولو باز می کنه اما نی نی ترنم طوری باز می کنه که باقاشق بزرگ هم میتونیم بهش غذا بدیم


پدرشون گاهی یواشکی میاد خونه و نهار میخوره چون آقای پدر رو که ببینن دیگه نمیزارن نهار بخوره ،همیشه هم باید اطراف ما باشن.
بزرگترین عشق و علاقشون اینه که فقط برن بیرون ، وقتی میرن بیرون انگار دنیا رو بهشون دادی .
با وسایل آشپزخونه بازی می کنند.
ترنم وقتی روی زمین دراز کشیده ویکی رو ایستاده میبینه با دستاش یه حرکتی شبیه رقصیدن در میاره که فرد ایستاده بغلش کنه به همین خاطر به نی نی ترنم می گیم رقاص


در یک مهمانی خانمی که مرا میشناخت ولی من او را نمی شناختم بی مقدمه به من
گفت: منم دوقلو دارم الان سی و یک ساله شونه ،اشکال نداره تو الان زحمت شونو بکش بزرگ که بشن بهت خدمت می کنن
من :

من تو دلم: جالبه اصلا به این موضوع فکر نکرده بودم که این نی نی ها بزرگ میشن و به من خدمت می کنن اصلا هم دوست ندارم یه همچین تفکرات سنتی داشته باشم . فکر نمی گردم هنوز هم عده ای مثل دوران قدیم به این فکر باشن که دخترشان کارهای خانه و پسرشان کارهای بیرون را انجام دهد .
البته خیلی خوبه دختر و پسر کمک حاله پدر و مادر باشن ولی اینکه من خوشحالم باشم که دختر دارم و کمک حالم خواهند بود ، اصلا یک همچین طرز فکری رو نمی پسندم .
حالا جالبه بعضی ها میگن خوبه دیگه دوتا دختر داری بزرگ میشن کارهای خونه رو انجام میدن ، خدا میدونه اصلا تو این فکرها نیستم و بدم میاد به دخترهای گلم به این دید نگاه کنم ، من اونقدر این دخترهای گلم برام عزیز هستن که فقط به فکر این هستم که با هم بگردیم ،تفریح کنیم ،خوش بگذرونیم.


ده ماهگی
