ترانه وترنم زندگی ماترانه وترنم زندگی ما، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

ترنم یک ترانه از باغ آشتی زندگیمان

واکسن دو ماهگی

بابایی پایین خونه خودمون خوابیده و ما اومدیم بالا خونه مامان بزرگ تا بالا سر شما باشیم چون خیلی بی تابی می کنید بخصوص ترانه خانم و من به تنهایی نمی تونم از پس شما بربیام الان من بالا سر شما بیدارم که به وقت خدای نکرده تب نکنید دیروز غروب دلم براتون کباب شد وقتی هر دو تون گریه می کردید صورتتون قرمز شده بود دلم آتیش گرفت و گریه کردم بعدش هم مامان بزرگ رو صدا کردم اومد کمک  از مامان بزرگم ممنونم خیلی بهم کمک کرد برای واکسن شما  ...
12 اسفند 1393

آخیشششش راحت شدم

بعد زایمان چون سرماخورده بودم ،استخوان درد داشتم و هوا سرد بود مجال بیرون رفتن پیدا نکردم تا اینکه بالاخره 2 بهمن ماه با همسری رفتم بیرون   باورم نمی شد خدای من   یعنی این من بودم که دوباره می تونستم راه برم   یعنی استراحتم تموم شد و آزاد شدم و می تونم از این به بعد بیرون ازخونه برم. بغز کرده بودم    چشمهام پر از اشک شد ه بودسعی کردم جلوی خودم رو بگیرم و گریه نکنم و چه قدر خوشحال بودم که بالاخره این دوران سخت سپری شد   . تو اون لحظات ازاعماق دلم برای کسانی که بیمار هستن و به هر دلیلی خانه نشین شده اند ازخداوندمتعال شفا خواستم شاید نتونم کاملادرکشان کنم ولی م...
30 بهمن 1393

زردی

امروز بابایی اومد بهتون سر زد گفته بودن ترانه ترنم خانم زردی دارند،احتمالایک هفته تا ده روز تحت مراقبت هستید  هر چی با شما حرف زده عکس العمل نشون ندادید قرار شده یک روز در میون بیاد براتون وسایل مورد نیازتون مثل شیر و مای بی بی رو بیاره    ...
15 بهمن 1393

زایمان

در آخرین سونو قل سمت راست 2500 و قل سمت چپ 2100 وزن داشتند . به خاطر اختلاف وزنی که بود باید یکشنبه 14 می رفتم سونو گرافی که خدا رو شکر به اونجا نرسیدیم عصرروز 12 دی جمعه یکدفعه حس کردم تکان هاتون کم شده از اونجایی هم که از حاملگی خیلی خسته شده بودم به بابایی گفتم یه چاقو بیار بچه ها رو در بیاریم من راحت بشم خلاصه تا شب صبر کردم دیدم تکان خوردنهابهتر نشد رفتیم درمانگاه گفت صدای قلب شون خوبه ولی چون تکان هاشون کمه باید بریم سونو گرافی ،ما هم رفتیم سونو شبانه روزی تقریبا یک ساعت رفت و برگشت طول کشید بماند که اونجا خوب برای خودتون تکان میخوردید و اون مرکز هم سونو گرافی دوقلویی نداشت ما هم برگشتیم خونه دکتر هم گفت ایراد نداره اگه تکان بچه&...
10 بهمن 1393

که اینطوردل پدرتون رو دزدیدید

خودمونیم دل بابا تونو خوب دزدیدید با اینکه میره سر کار و خسته میشه  یک روز در میون میاد تو بخش nicu بهتون سر میزنه یه  جورایی دلش پیشتون جا مونده. تو بخش nicu هم گفتن که مادرهروقت بخواد می تونه سر بزنه پدرهم روزهای زوج فقط 10 دقیقه می تونه بچش رو ببینه از این بابت پدرتون خیلی ناراحته . هر کدومتون هم تو بخشهای جداداخل دستگاه هستید . ...
16 دی 1393